اخبار سازمان های غیردولتی ایران

در این سایت خبرهای فعالیت های سازمان های غیردولتی ایران منتشر می شود. این وب لاگ با تلاش خانه فرهنگ و توسعه پایدار و به همت سعید نوری نشاط اداره می گردد. با ارسال اخبار انجمن های خود، در غنی تر ساختن این وب لاگ و اطلاع رسانی کمک نمایید

زبان و هویت

سید مهدی سجادی
دانشجوی دکترای زبان­شناسی دانشگاه تهران

هویت در ابعاد مختلف آن و مؤلفه­های تشکیل­دهندۀ آن همواره موردتوجه اندیشمندان و صاحب­نظران حوزه­های مختلف علوم انسانی بوده است. در سال­های اخیر با توجه به گسترش فن­آوری و انقلاب اطلاعات و به‌تبع آن فرایند جهانی‌شدن که مرزهای زبانی و هویتی را درنوردیده است موضوع رابطۀ زبان و هویت و نقش زبان به‌عنوان مؤلفه­ای کلیدی و مؤثر در شکل­دهی هویت توجه روزافزونی به خود جلب کرده است.
هویت، شناسنامه و عامل شناخته شدن است
هویت دارای اقسام زبانی، قومی، ملی و دینی است. به سبب وجود حس هویت­یابی در انسان، شناسایی عوامل مؤثر بر هویت ازجمله زبان ضروری است. در این جستار به بررسی اجمالی رابطۀ زبان و هویت و به تعبیری هویت زبانی پرداخته می­شود.
هویت، واژه­ای عربی است که از ضمیر مفرد غایب «هُوَ» و «یت»، سازندۀ مصدر جعلی، تشکیل‌شده است. معادل این واژه در انگلیسی، (identity)، ازنظر لغوی به معنی «همانی و یکسانی» است. هویت یک فرد مجموعه داشته­های آن فرد است که وی را از دیگران متمایز می­سازد. هویت به‌نوعی آگاهی گفته می­شود که هر فردی در فرایند اجتماعی شدن و تعامل با دیگران دربارۀ خود کسب می­کند. جامعه­شناسان هویت را عبارت از احساسی می­دانند که فرد در جامعه به آن دست می­یابد و سپس با تکیه‌بر اشترک­ها و یا تفاوت­هایی که با افراد و گروه­های دیگر دارد به درک احساس هویت مستقل می­رسد.
هویت فرایند پاسخگویی آگاهانۀ هر فرد به مجموعه­ای پرسش­ها دربارۀ خودش می­باشد مثلاً دربارۀ گذشته­اش و اینکه او کیست، کجا بوده، چه بوده، چه هست و غیره. به بیانی ساده، هویت به معنی چیستی و کیستی می­باشد. کوشش برای یافتن معنا در زندگی اغلب معطوف به کسب هویت ثابت است. هویت شناسنامه و عامل شناخته شدن است.
زبان، عامل هویت­ساز
یکی از مهم­ترین نقش­های زبان ایجاد هویت است. زبان هویت را نمادپردازی می­کند و نشان­دهندۀ هویت گویشورانش است. ما با استفاده از زبانی که به کار می­بریم نشان می­دهیم چه کسانی هستیم، چه کسانی نیستیم و چه کسانی نمی­توانیم باشیم یعنی هویت زبانی خود را نشان می­دهیم. همچنین مردم دیگران را بر اساس زبانی که به آن صحبت می­کنند طبقه­بندی می­کنند.
در عصر پسامدرن (post-modern) با افول برخی نشانه­های هویت همچون قومیت، نژاد، جنسیت، جغرافیا و مذهب نقش زبان مهم­تر شده است. امروزه اینترنت نقش زبان را به‌عنوان یکی از عوامل هویت­ساز پر­رنگ کرده است. در بیشتر ارتباطات اینترنتی مخاطب نمی­تواند دیگر نشانه­های هویت ما را تشخیص دهد اما به‌سرعت می­تواند دریابد که از چه زبانی استفاده می­کنیم.
هنگام مسافرت و تعامل با دیگران از مناطق جغرافیایی مختلف این بیشتر زبان ماست که به ما هویت می­بخشد نه عوامل دیگر. به‌عنوان‌مثال، دو زن دانمارکی در ایالات‌متحده، در پاسخ به سؤال یک پسر جوان آفریقایی-آمریکایی که به‌طور اتفاقی صحبت­های آن‌ها را می­شنود و از آن‌ها می­پرسد که: «شما اهل کجا هستید؟»، پاسخ می­دهند آن‌ها به زبان دانمارکی صحبت می­کنند و از دانمارک آمده­اند یعنی از زبان به‌عنوان ملاک هویت استفاده می­کنند.
داشتن زبان واحد، احساس اهمیت اجتماعی و برخورداری از پیوندهای تاریخی می­بخشد
در عصر ما زبان به فراگیرترین عنصر هویتی تبدیل‌شده است که دیگر مقوله­های هویت­ساز را درنوردیده است و بنابراین در میان عناصر هویت­ساز، زبان در رتبۀ اول شبکۀ ارتباط و تعامل اجتماعی قرار دارد. نقش زبان در ایجاد هویت تا جایی است که به‌سختی می­توان تصور کرد که فردی مثلاً چینی، ژاپنی و غیره باشد ولی زبان چینی، ژاپنی و غیره بلد نباشد.
تقریباً همگان بر این باورند که بین اعضای یک گروه اجتماعی و هویت آن گروه رابطه­ای طبیعی وجود دارد. سخنگویان هر زبانی با لهجه، واژگان و الگوهای کلامی که به کار می­برند هویت خود را ساخته و به‌عنوان اعضای یک جامعۀ زبانی یا گفتمانی خاص شناخته می­شوند. به‌واسطۀ این عضویت، اقتدار و غرور فردی حاصل می­کنند و همچنین به‌عنوان اعضای یک گروه داشتن زبان واحد، به آن‌ها احساس اهمیت اجتماعی و برخورداری از پیوندهای تاریخی می­بخشد.
اعضای گروهی که احساس می­کنند هویتشان تهدید می­شود، اهمیت خاصی برای حفظ یا احیای زبان خود قائل‌اند
در سال ۱۹۱۵، ادموند لافورست (Edmond Laforest)، نویسندۀ معروف هائیتی، بر روی پلی ایستاد و درحالی‌که فرهنگ لغت فرانسوی لاروس (Larousse) را بر گردنش آویخته بود با پریدن از روی پل اقدام به خودکشی کرد. این حرکت مرگبار اما نمادین و بی­نظیر، رابطۀ میان زبان و هویت را نشان می­دهد. هنری لوئیس گیتس (Henry Louis Gates)، راوی این داستان، در ادامه می­افزاید: «درحالی‌که نویسندگان سیاه­پوست دیگری که قبل و بعد از لافورست بودند به لحاظ هنری تحت‌فشار زبان­های رسمی مختلف بوده­اند لافورست تصمیم گرفت مرگ خود را مظهر این ارتباط دوجانبۀ خردکننده نماید». اعضای گروهی که احساس می­کنند هویتشان تهدید می­شود ممکن است اهمیت خاصی برای حفظ یا احیای زبان خود قائل شوند. مرگ جانکاه ادموند لافورست یادآور پیوند فردی و عمیق زبان با هویت است که فرد به خود می­دهد به­ویژه هنگامی‌که رسمیت آن هویت زبانی انکار شود.
زبان جزء جدایی­ناپذیر وجود ما و حامل هویت و مهم­ترین عامل پاسداری از آن است
احساس هویت داشتن مهم است و چالش اصلی برای یافتن هویت در دوران نوجوانی صورت می­گیرد. اگر این احساس قوی تحقق نیابد در نقش فرد تداخل ایجاد می­شود و احساس بی­هویتی، بی­هدفی و رفتار ضداجتماعی در او پدید می­آید. ایجاد هر هویتی به معنی ایجاد مرز و حصار است و هویت همچون خانه­ای دربسته تصور می­شود که اغیار را در آن راهی نیست. هویت و زبان تأثیر متقابل دارند از یک‌سو هویت بیشتر بر اساس زبان شکل می­گیرد و از سویی دیگر زبان متأثر از هویت است. اگرچه میان زبان یک فرد و هویت او رابطه­ای یک‌به‌یک وجود ندارد و زبان یگانه راه بروز هویت نیست اما در پیدایش آن نقش مهمی دارد. زبان جزء جدایی­ناپذیر وجود ماست که در تفکر و نحوۀ نگرش ما به جهان نفوذ می­کند. نمود مفهوم زبان گسترده­تر از مفهوم هویت است. زبان حامل هویت و مهم­ترین عامل پاسداری از آن است.
در اینجا به برخی از مصادیق و نشانه­های بی­هویتی زبانی که در میان ما نمود بیشتری دارد اشاره می­شود:
۱- نام‌گذاری‌ها؛ به­ویژه نام‌گذاری بچه­ها بانام‌های زبان­های دیگر مانند آیتَک، ملیکا، ژاکلین، مُخبِط، دیانا، سارا و غیره.  این‌ها نمونه­هایی از نام­های ترکی، یونانی، فرانسوی، عبری و غیره هستند که ما بر بچه­های خود می­گذاریم و به آن‌ها افتخار می­کنیم. جالب اینجاست که در بیشتر موارد نیز بدون توجه به معنی این نام­ها از آن‌ها استفاده می­کنیم چراکه در پاره­ای موارد این اسامی دارای معنی منفی هستند. در مواردی هم به تغییر نام خود بر این اساس اقدام می­کنیم تا خود را امروزی­تر و به تعبیری مدرن­تر نشان دهیم.
۲- تمایل و اشتیاق برای صحبت کردن به زبانی غیر از زبان مادری. برخی در این زمینه خیلی دقیق هستند و مو را از ماست می­کشند؛ یعنی به خاطر اینکه لهجه (به قول خود) نداشته باشند اگر برایشان امکان­پذیر باشد زبان خود را می­برند و زبان هدف را به‌جای آن می­گذارند. درواقع چون خیلی احساس پستی و حقارت می­کنند تلاش دارند این احساس را با صحبت کردن به زبان هدف و نداشتن لهجه پنهان نگه‌دارند تا شاید با این کار برای خود هویتی زبانی دست‌وپا کنند و موردپذیرش و قبول سخنگویان زبان هدف واقع شوند، غافل از اینکه زبان مادری مهم­ترین شاخص هویت است چراکه نخستین ابزار، ابراز احساسات و اندیشه­ها بوده است و فرد از بدو تولد با لالایی­های مادر و زمزمه­های سایر نزدیکانش با آن آشنا می­شود.
۳- علاقه به استفاده از واژه­ها و اصطلاحات بیگانه در گفتگوها، سخنرانی­ها و نوشته­ها. به‌عنوان‌مثال، در نوشته­ای واژه­های «تولیرانس=tolerance»­، «آنتروپی=entropy»، «nation building»، «the holes in the state= حفره­های دولت»، استفاده‌شده بود. برای همۀ این واژه­ها و عبارات در فارسی که متن به آن نوشته‌شده است معادل وجود دارد و مشخص نیست که چرا نویسنده از این واژه­ها و اصطلاحات، آن‌هم به‌صورت اشتباه، استفاده کرده است: نخست آنکه صورت انگلیسی واژۀ اول و دوم را به فارسی و اشتباه نوشته است چون این واژه­ها در انگلیسی به این صورت تلفظ نمی­شوند، عبارت سوم را به‌صورت انگلیسی آورده است و دلیل این عدم یکدستی مشخص نیست. دوم آنکه برای این واژه­ها در فارسی معادل وجود دارد: «رواداری»، «آشفتگی» و «ملت­سازی» به ترتیب. سوم آنکه واژۀ دوم و عبارت سوم را اشتباه ترجمه کرده است: به‌جای «آشفتگی/ بی­نظمی» از «میرایی» و «حفره­ها در دولت» از «حفره­های دولت» استفاده کرده است. چنین افرادی تصور می­کنند که هر چه بیشتر از واژه­ها و عبارات بیگانه (حتی به‌صورت اشتباه) استفاده کنند گفته یا نوشته­شان بیشتر به دل مخاطب می­نشیند و نشان­دهندۀ سواد علمی آن‌هاست. درواقع این امر و واقع­بینی، علمی فکر کردن، علمی سخن گفتن و نوشتن و استدلال علمی و منطقی را باهم اشتباه می­گیرند.
۴- استفاده از واژه­ها و اصطلاحات بیگانه حتی در سلام و احوال­پرسی­ها مانند استفاده از واژۀ «مرسی» فرانسوی.
۵- اشاره و استناد به گفته­ها و نوشته­های نویسندگان خارجی در گفته­ها و نوشته­های خود: به تصور اینکه صرف این کار، گفته و نوشتۀ آن‌ها را به لحاظ علمی پربار می­کند.
۶- حرص و ولع، هزینه کردن و مشکلات را به جان خریدن برای فرستادن بچه­ها به آموزشگاه­های زبان­های خارجی جهت یادگیری این زبان­ها: انتظار هم می­رود پس از گذراندن چندترم و حداکثر پس از گرفتن به‌اصطلاح دیپلم در  آموزشگاه به آن زبان خارجی تسلط پیدا کنند. غافل از اینکه تسلط بر یک‌زبان علاوه بر تعریف خاص خود، شرایط خاصی را می­طلبد. کسی منکر یادگیری زبان یا زبان­های دیگر نیست اما نباید فراموش کرد این کار نیازمند ایجاد بستر فرهنگی مناسب است چراکه یادگیری درست یک‌زبان، یادگیری و آشنایی بافرهنگ آن زبان را نیز به همراه خواهد داشت. هنگامی‌که فرهنگ مبدأ و مقصد ناهمگون باشند ضرورت بسترسازی فرهنگی مناسب در این زمینه اهمیت می­یابد. ترتیب معقول و علمی یادگیری چندین زبان به‌صورت زیر است: الف(زبان مادری ب) زبان دوم (در صورت وجود) ج) زبان خارجی.
۷- استفاده از نمانام­ها یا نام­های تجاری (brand) بیگانه به هدف فروش بهتر محصولات و خدمات.
پذیرش هویت زبانی دیگر به معنی تأیید موجودیت دیگری و نفی موجودیت خود است زیرا اگر سخن گفتن به معنی وجود داشتن باشد صحبت کردن به زبان خود به معنی داشتن هویت مستقل است. فرد فاقد هویت زبانی مستقل، دیگر شیفته است؛ از خود متنفر است و شیفتۀ طرف مقابل است و چه‌بسا خود را برای وی و آرمان­هایش فدا می­کند. چراکه بی­هویتی وی را همواره آزار می­دهد. فردی که از زبان خود بریده و شیفتۀ زبان دیگری شده است باید همیشه به یاد داشته باشد که گویشوران آن زبان وی را همیشه پایین­تر از خود می­بینند هرچند ممکن است در حالت عادی و به‌طور مستقیم این احساس خود را نسبت به وی بیان نکنند.
فرد فاقد هویت زبانی مستقل حتی ابزار بیان و برآوردن نیازهای اولیۀ خود را ندارد و ازاین‌جهت هم وابسته به زبان دیگری است. چنین فردی از خود ­تهی و بیگانه است، همیشه مقلد و پیرو است، چیزی برای گفتن ندارد و برای هویت­سازی زبانی دست به گدایی هویت زبانی می­زند، احساس فرودستی، پایین بودن و شهروند درجه‌دو و چند بودن می­کند. دردناک­تر اینکه این نشانه­های بی­هویتی زبانی بیشتر در میان قشر به‌اصطلاح تحصیل­کرده به چشم می­خورند. بی­هویتی و مشخصاً بی­هویتی زبانی یادآور این شعر حافظ است که: «سال­ها دل طلب جام جم از ما می­کرد/ وآنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می­کرد».
 
این مطلب در شماره ۱۵ ماهنامە چیا چاپ گردیده است.
ایمیل نشریه: chya.govar@gmail.com

 

پیشنهاد نامگذاری یکی از خیابان های بۆکان بە اسم محمد باختر

یکی از فعالین و حامی محیط زیست سهرستان بۆکان از ادارات دولتی تقاضای خیابانی به اسم سفیر مهربانی کوردستان آقای “سید محمد باختر” کرده است متن نامه این درخواست:

به نام خالق زیبایی ها
اینجانب فرهاد لطفی فعال فرهنگی و مدافع محیط زیست احتراما از شهرداری محترم و مسول واحد اجراییات شهرداری پیرو اطلاعیه رسمی روابط عمومی شهرداری بوکان مورخه ۲۰/۹/۱۳۹۵ جهت نام گذاری خیابان ها و کوچه های جدید الاحداث و فاقد نام در شهر بوکان تقاضا دارم که جهت ارج نهادن و قدردانی از حرکت انسانی و سمبولیک سرباز فداکار کورد مریوانی “محمد باختر”، نام یکی ازخیابانهای جدیدالاحداث فاقدنام شهر بوکان را به نام ایشان مزین نماید.بی شک محمدباختر” سفیر مهربانی و مهرورزی کورد و کوردستان است،او که در قامت پیام آور مهربانی ملت مهرورز کورد ظاهرشدو یک پای خود را برای یک مخلوق زبان بسته،از دست داد؛آن هم در این مقطع زمانی و در جهانی که کشتن ونابودی حیوانات که چه بگویم،کشتن و ریختن خون انسانهای بی دفاع هم به امری عادی در اخبار سراسر این کره خاکی تبدیل شده است و روزانه صدها وهزاران انسان در خون خود میغلتند و وجدان بشر هنوزهم درخواب عمیقی به سرمیبرد وخیال بیداری هم ندارد.این جوان کورد در این خاورمیانه غرق در خون بی شک پیام و تلنگر آشتی و دوستی با طبیعت و مهرورزی را به همه جهان و جهانیان دیکته کرد و با فدارکاری خود روح مهربانی و هم زیستی با طبیعت را در وجود همه ما باردیگر زنده ساخت و نام خود را برای همیشه در صفحات تاریخ ثبت کرد.
محمد باختر پایش قطع شد تا پیوند قطع شده ما انسان ها با مادر واقعی مان طبیعت و زمین،دوباره بر قرار شود و ما را وادار به تجدید نظر در رفتار مان می کند که بیش از این دست به تخریب و ویرانگری زمین و موجودات آن نزنیم .
بنابر این من به نمایندگی از همه انسان ها یی که از این پیام و از این مکتب مهربانی حمایت می کنند از شهرداری تقاضا دارم نام یکی از خیابان های جدید الاحداث و فاقد نام را به نام این سرباز فداکار کورد جناب”محمد باختر”نامگذاری کرده و بدین وسیله گوشه ای از دین خود را نسبت به این فرزند خلف سرزمینمان ونسبت به فرهنگ طبیعت دوستی و مهر ورزی ادا نمایید.
خواهشمندم که دستورات لازم را صادر فرمایید. باتشکر،فرهادلطفی

 


تفاوت هاى آموزشى وباز تولیدچرخه محرومیت

انجمن حامى در طول١۵سال فعالیت، ساخت دهها مدرسه و کتابخانه در محرومترین مناطق ایران باعث درک بهترفرآیند بازتولید شونده محرومیت و تاثیر عمیق و مخرب آن در روح و باور ساکنان آن مناطق و بالطبع نظام آموزشی شده است. تجربه آموزشی انجمن حامی در مدارس تحت حمایت و پشتیبانی خود بالاخص درسیستان و بلوچستان،چابهار،منطقه دشتیاری، چرخه بازتولیدکننده محرومیت آموزشی را اینچنین نشان میدهد: دانش آموزان ابتدایی تا قبل ازورودبه مدرسه اصلا با زبان فارسی آشنا نیستند. والدین اغلب بیسواد هستند و قادر به تکلم فارسی نیستند و اگر هم فارسی بلد باشند به زبان محلی صحبت میکنند. عدم آشنایی به زبان فارسی این افراد رابه سوی استفاده از کانالهای تلوزیونی بلوچستان پاکستان سوق میدهد که برنامه های تلوزیونی به زبان محلی و مادری این افراد است و کودک در چرخه خانواده،رسانه محلی وهمسالان و هم بازیهایش بازبان بومی بزرگ میشود و تا ورود به نظام آموزشی شانس یادگیری وحتی آشنایی اولیه با زبان رسمی کشورش راازدست میدهد. در حالیکه بهترین وسریعترین سنین یادگیری زبانهای مختلف همان سالهای اولیه کودکی است این فرصت ازطرف محیط زندگی کودک به او داده نمیشود و هم به دلیل محرومیتهای زیرساختی آموزش شانس ورود کودکان به مقطع پیشدبستانی بسیار کم است و این مقطع مهم و تاثیرگذار که میتواند علاوه بر تقویت و نهادینه کردن مهارتهای ذهنی و شخصیتی کودک باعث کاهش تفاوتهای زبانی بین فضای خانواده و مدرسه شودازبین میرود واو وارد مدرسه میشود. دانش آموز باید به زبانی بخواند وبنویسد که کاملا به آن ناآشناست. نه تنها به ساختار زبانی، آواها و گرامر زبان جدید هیچگونه آشنایی ندارد بلکه ماهیت و محتوای کتابها هم برایش غریبهاند و الگوی زندگی او با این کتابها کیلومترها فاصله دارد. به تمام این مشکلات که هر کدام نیاز به یک حمایت آموزشی ویژه دارد، مشکل کلاسهای درس چندپایه را هم باید اضافه کرد که معلم در طول یک روز تدریس شاید چند دقیقه بیشتر نتواند برایش وقت بگذارد. مشکلات آموزشی دانش آموز رویهم انباشته میشود وبا اوبه سالهای تحصیلی بالاتر میرود ونتیجهاش دیکته هایی با بیش از بیست غلط میشود و اغلب آنهاتاپایان پایه ششم و حتی در مقطع متوسطه اول هم قادر به روخوانی کتابها و انجام چهار عمل اصلی محاسباتی نیستند. به طور متداول دو نهادخانواده و مدرسه با تعامل، همکاری و تصحیح همدیگر بستر رشددانش آموز رافراهم میکنند اما خانوادههای دانش آموزانی که در مدارس روستایی (بالاخص استانهای محروم و کمتر توسعه یافته) درس میخوانند کمترین میزان مشارکت را در حل مشکلات آموزشی فرزندانشان دارند.درواقع دو نهاد خانواده و آموزش با کمبودها و ناکارمدی های خودشان، اولی به دلیل بسترزبانی و فرهنگی متفاوت و احساس همبستگی بیشتر با زمینه های قومی و بومی به جای حس تعلق به زبان ملی و دومی(نظام آموزش رسمی) به دلیل ضعف زیرساختهای آموزشی و ناتوانی دررفع ضعفهای پایهای دانش آموز، منجر به ضعف و سرخوردگی واحساس عجزوناتوانی در دانش آموز و بالارفتن آمار تکرار پایه در سالهای اولیه تحصیل و درنهایت زمینه ساز و عامل تقویت کننده برای ترک تحصیل میشود که من بنا به تجربه شخصی نام آن را فرار تحصیلی میگذارم. دانش آموزانی که هنوز اشتیاق درس خواندن را دارند ولی از ناتوانی خواندن و نوشتن به زبانی سخت و ناآشنا از آن فرار میکنند. انجمن حامی برای حل این مشکلات با دو راه راحل وارد عمل شد که نتایج ارزشمند و درخشانی را در پی داشت:

۱- آموزش دو مربی بومی در دو مرحله(دشتیاری و تهران) و راه اندازی آزمایشی یک دوره پیش دبستانی با 18نوآموز در منطقه دشتیاری. نتیجه برگزاری این دوره آشنایی اولیه نوآموزان با زبان فارسی، درک و دریافت بهتر مفاهیم آموزشی نسبت به دیگر همکلاسانشان در سالهای اول آموزش.(گزارش معلمان بومی)
۲- برگزاری دوره هنر خواندن و نوشتن توسط آقای صداقتی خیاط که در یک دوره زمانی کوتاه و با بهره گیری از ظرفیتهای زبان بومی و پیوند آن به زبان فارسی باعث یادگیری سریع و راحت دانش آموزان و تقویت مهارت خواندن و نوشتن آنها شد. یکی از معلمانی که با این روش آموزشی تدریس کرده اند می گویند که برای آموزش حرف ر از کلمه رش استفاده میکنم که به معنی شپش است و وقتی می گویم ر مثل چی؟ بچه ها با شادی موهاشون رو میخارونند و میگویند مثل رش.
در نهایت باید گفت که تجربه انجمن حامی در فعالیتهای آموزشی مناطق محروم و دور افتاده ایران نوید بخش این پیغام است که با اندکی تامل و استفاده از روشهای خلاقانه آموزشی، توجه به تفاوتهای فرهنگی و زبانی و بهره برداری از ظرفیتهای فوق العاده این تفاوت و تنوع و با راه اندازی دورههای پیش دبستانی با مشارکت جوامع محلی بسترهای توسعه آموزشی جوامع محلی امکان پذیر است.


نوزدهمین جشنواره خیرین مدرسه ساز استان سیستان و بلوچستان برگزار شد.

نوزدهمین جشنواره خیرین مدرسه ساز استان سیستان و بلوچستان با حضور پرشور خیرین مدرسه ساز استان در سالن شهید عالی اداره کل آموزش و پرورش استان برگزار شد.
این جشنواره با حضور دکتر واعظ مهدوی معاون توسعه امور آموزشی و فرهنگی سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور، مهندس جعفری مدیر کل مشارکت های مردمی سازمان نوسازی مدارس کشور، صالحی مدیرعامل جامعه خیرین مدرسه ساز کشور، هاشمی استاندار سیستان و بلوچستان، اقای سیرجانی ریس مجمع خیرین مدرسه ساز استان ، مهندس راشکی
مدیر کل نوسازی مدارس و دکتر نخعی  مدیر کل  آموزش و پرورش استان وخیرین مدرسه ساز کشوری و بومی استان با شکوه هر چه تمام تر برگزار شد.

دکتر سیرجانی رییس مجمع خیرین مدرسه ساز استان در ابتدای این مراسم ضمن عرض خیر مقدم گزارشی از عملکرد خیرین مدرسه ساز در استان ارائه نمود ، در حال حاضر ۲۴۳مدرسه با ۱۰۴۲کلاس درس با همت و مشارکت خیرین عزیز در جای جای استان در دست اجرا داریم که این خود به تنهایی نشانگر رشد قابل توجه مشارکت این عزیزان در امر ساخت و ساز فضاهای آموزشی استان دارد.
وی افزود،در سال جاری ۹۳مدرسه با ۲۸۸ کلاس درس با مشارکت خیرین مدرسه ساز مورد بهره برداری قرار گرفته است.
در این مراسم از تمبر نوزدهمین جشنواره خیرین مدرسه ساز استان سیستان و بلوچستان رونمایی شد و از خیرین مدرسه ساز با اهدای تمبر یاد بود این جشنواره تجلیل بعمل آمد.
برپایی نمایشگاه، شاهنامه خوانی، اجرای تله تئاتر و پخش کلیپ از دیگر برنامه های این جشنواره بود.
در پایان این مراسم نیز از ۵ برگزار کننده برتر جشنواره های خیرین مدرسه ساز شهرستانی استان با اهدای لوح تقدیر بعمل آمد.


حضور کمیته آموزش انجمن سبز چیا در روستای “کەڕاوا”

انجمن سبز چیا، در ادامه فعالیت های خود در زمینه آموزش مفاهیم زیست محیطی و اهمیت حفاظت از آن، کمیته آموزش این انجمن روز جمعه ٢٠ اسفند سال جاری، بنا به دعوت به عمل آمده در روستای کەڕاوا (از روستاهای توابع شهرستان سروآباد) حضور یافت..
آقای امید رشیدی نماینده انجمن سبز چیا در ابتدا به معرفی مختصری از انجمن و همچنین زمینه های فعالیت و رسالت آن اشاره کرد و سپس به بحث پیرامون اهمیت طبیعت و وظیفه انسان در برابر این نعمت خدادای پرداخت. ایشان با اشاره به اهمیت وجود جنگل ها برای بقا در کره خاکی به موضوع آتشسوزی جنگل ها در سال های اخیر و مسئولیت ما در مقابله با این بحران سخن گفتند، در ادامه به موضوع شکار پرداخت که عواقب و مضرات آن در آینده را برای حضار خاطر نشان ساخت.
از دیگر موضوعات مورد بحث در این سخنرانی، موضوع احداث پالایشگاه در جوار تالاب زریبار بود که آقای رشیدی خطرات و عواقب ساخت آن را یاداور شد و همچنین موضع انجمن سبز چیا را که مخالفت شدید با ساخت پالایشگاه در نزدیکی زریبار است را اعلام کرد.
در پایان اهالی روستا خوشحالی خود را از حضور انجمن سبز چیا در آن روستا ابراز نمودند و خواستار همکاری و همفکری بیشتری با این انجمن بودند.


گروه آموزش دبیرستان حامی در دشتیاری با همکاری دبیران گروه مطالعاتی تشکیل داد.

  • دبیرستان دخترانه پیر سهراب 

بادبیران خانم وآقای متوسطه و چند تن از اولیا دانش آموزان دبیرستان دخترانه پیر سهراب یک گروه مطالعاتى تشکیل دادیم.
نماینده ى گروه خانم هوت مدیر دبیرستان مى باشد.
از اولیایى که سواد کمى دارند یا سواد ندارند ،اما مشتاق به یادگیرى هستند ، درخواست شد که در جلسات حضور یابند و به مطالب که به صدای بلند خوانده می شود و همچنین گفتگو ها گوش دهند .
چرا که فکر می کردند به علت نداشتن سواد نمی توانند از جلسه بهره ای ببرند.

  • دبیرستان حامى بلوچی عبدالله

دبیران کار خود را در دفتر مدرسه شروع کردند
‎ اداره ی جلسه موجب رضایت و اطمینان از مفید بودن را برای آن ها فراهم کرد
‎نوع طراحی مطالب کتاب ، شرکت در گفتگو ها موجب تبادل نظریاتی مفیدى شد
نماینده ی این گروه آقای بادپران ازدبیران مدرسه می باشد.

  •  دبیرستان هاى دخترانه و پسرانه صدیق زهی

تشکیل گروه مطالعاتی دبیرستان هاى دخترانه و پسرانه صدیق زهی با حضور تعدادی ازدبیران خانم و آقای متوسطه و تعدادی از اولیا دانش آموزان متوسطه تشکیل شد .حضور در این گرو ه ها کاملا اختیاری بود و تاکید شد که فقط افراد مشتاق وآنانی که به طور پیوسته در این فعالیت شرکت دارند عضو گروه شوند. نماینده ی گروه دبیرستان دخترانه خانم بلوچ مدیر دبیرستان و نماینده دبیرستان پسران آقای گوهری از دبیران مى باشند


گزارش تصویری / اولین نکوداشت پیشگامان سنگنوردی وصعود های ورزشی


در این مراسم که در روز یک شنبه در سالن سازمان های مردم نهاد -خیابان خاقانی برگزار شد،هیئت کوه نوردی
وصعود های ورزشی استان تهران وانجمن کوه نوردان ایران به هفت نفر از این پیشگامان شامل آقایان 
محمدی،رضادوست،کشوری،زنده یادخلیلی خوشه مهر(همسر این زنده یاد لوح رادریافت کردند)،سرو ماسوله،
نجاریان،غمی لوئی هدایا ولوح یادبودی تقدیم شد.وازآنهاتقدیر وتشکر به عمل آمد.

 

 

 

 

 

 

 

 


جشنواره روستاها و عشایر دوستدار کتاب

برگزیدگان جشنواره روستاها و عشایر دوستدار کتاب
این مراسم با حضور سید رضا صالحی‌امیری، وزیر فرهنگ و ارشاد و جمعی از مدیران فرهنگی کشور دوم اسفند ماه در تالار وحدت برگزاری شد.
روستاها

 فهلیان ،نورآباد ممسنی استان فارس
 علوی ، نیاسر استان اصفهان
خواجه جمالی ، نی‌یز استان فارس
سردوش از مریوان استان کردستان
 گزیر، بندر لنگۀ استان هرمزگان
رئیس‌آباد، ابرکوه استان یزد
 درازی ، دشتی استان بوشهر
طبر، جاجرم استان خراسان شمالی
 قباق تپه ، کبودرآهنگ استان همدان
فرّخ‌آباد ، از فردیس استان البرز
به‌عنوان روستاهای دوستدار کتاب کشور معرفی شدند.
انجمن حامى به این عزیزان علاقمند و اهل فرهنگ تبریک مى گوید.
انتخاب پایتخت کتاب
از میان ٢٠ نامزد معرفی شده به عنوان نامزدهای نهایی پایتخت کتاب ایران، بوشهر به عنوان سومین پایتخت کتاب انتخاب شد. 
پایتخت کتاب ایران پس از بررسی پرونده ١٠٣شهر، 
بوشهر به ‌دلیل برنامه‌های نوآورانه، مشارکت‌جویانه و منسجم و استفاده از ظرفیت‌های صنعتی، فرهنگی و هنری در تدوین برنامه‌های ویژه پایتخت کتاب ایران و همچنین، حمایت از طرح‌های ترویج کتابخوانی، به ‌عنوان سومین پایتخت کتاب ایران معرفی شد.
لوح تقدیر وزرای کشور و فرهنگ و ارشاد اسلامی و لوح تقدیر کمیسیون ملی یونسکو به شهردار و مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی این شهر، اهدا شد. همچنین مبلغ ٣٠٠ میلیون ریال جایزه نقدی و ١٠٠‌میلیون ریال حواله کتاب نیز اهدا شد.


برگزاری کارگاه چالش های پاما(21 اسفند 1395 )

برگزاری کارگاه چالش های پاما
این کارگاه یک روزه توسط دکتر پدرام موسوی و با شرکت اعضای پاما برگزار گردید.
هدف از برگزاری این کارگاه آسیب شناسی کار در شکل ها , حرکت در جهت پیاده سازی کار مشارکتی و گروهی در پاما , شیوه های بهبود حضور فعال اعضا در حیات سازمانی ,
و همچنین انطباق  وضع پاما با تعاریف شناخته شده فعالیت های داوطلبانه.
کارگاه با حضور اعضای فعلی و سابق و منتقدان پاما با کیفیت بسیار خوب برگزار گردید.
از جمله اهداف هیت مدیره پاما از برگزاری این کارگاه دعوت از نظرات مخالف , تمرین کار مشترک , تحمل نظرات مخالف و همچنین ارتقا کیفی سطح فعالیت پاما  و اعضا بوده است.



همایش حامیان محیط زیست در بوکان

همایش حامیان محیط زیست با همکاری انجمن مردم نهاد حفاظت محیط زیست وڵات و دیگر انجمن های غیر دولتی فعال در بوکان برگزار شد.
همایش حامیان محیط زیست، صبح روز چهارشنبە ۱۸ اسفند در بوکان در سالن اجتماعات سیمرغ و با دعوت از شوراهاودهیاران تعدادی از روستاهای بوکان و با هدف تعامل و همگرایی هر چه بیشتر تشکل های مردم نهاد فعال در حوزه محیط زیست و همچنین افزایش آگاهی عموم از مشکلات و بحرانهای محیط زیستی،برگزارشد.
این سمینار با فراخوان و اسپانسری اداره محیط زیست بوکان و با همکاری وحضور فعال وچشمگیر انجمن مردم‌نهاد زیست محیطی وڵات(سمن)و همچنین با همکاری ومساعدت کانون حیات وحش وآبزیان بوکان و گروه کوهنوردی هاوری برگزار‌ شد.
در این سمینار آقایان رحیم بدوی از اعضای ان جی اوی مدافعان محیط زیست بوکان،مهندس علی مرادی عضو  هیئت موسس وعضو فعال در انجمن زیست محیطی ولات، دکتررحیم عبدالکریمی معاون اداره محیط زیست بوکان، به ایراد سخنرانی درباب مشکلات و بحرانهای زیست محیطی بوکان و منطقه پرداختند.
شایان ذکر است، مهندس علی مرادی عضو انجمن زیست محیطی ولات در سخنان خود از وضعت فاجعه بار زیست محیطی و از تخریبات و ویرانیهای صورت گرفته در منطقه انتقاد کرد و سیرسعودی افزایش مجوز برای بهره برداری از معادن در منطقه که تخریب طبیعت و اکوسیستم منطقه را در برداشته است را غیرقابل بخشش و خیانتی بزرگ به مردم منطقه توصیف نمود.
در ادامه این سمینار “گروه سرود وڵات” کە وابسته به انجمن مردم نهاد ولات می باشد(همان گروه سرود کوه قره قا-ی سابق) با سرپرستی حسین گلۆڵانی و با شعری از “رفیق سابیر”که برای شهیدان حلبچە سروده شده است،سرود کوردی زیبایی را تقدیم حضار نمودند.

گفتنی است که از همکاران و ان جی او های دیگر حاضر در این سمینارازجمله:مسئول کانون آبزیان و حیاط وحش بوکان و سرپرست گروه کوهنوردی و غارنوردی هاوری بوکان،هر کدام به نوبه خود به ایراد سخنانی در باب محیط زیست و معصلات آن پرداختند.
گفتنی است اداره محیط زیست ،تعدادی کبک و قفس و دام کشف و ضبط شده از شکارچیان را که به این سمینار اورده بود،که بعد از پایان این سمینار کبک ها به دامان طبیعت بازگردانده و قفس ها و تورهای توقیفی را هم سوزاندند.
در پایان این سمینار هم محمداحمدی رئیس اداره محیط زیست، از کلیه انجمن های مردم نهادفعال و همکار در برگزاری این سمینار،خصوصا از انجمن زیست محیطی ولات،که در چندسال اخیر در زمینه محیط زیست و فرهنگ سازی و آگاهی رسانی به اقشار مختلف جامعه تلاشهای زیادی را نموده اند، تشکر و قدر دانی نمود.