اخبار سازمان های غیردولتی ایران

در این سایت خبرهای فعالیت های سازمان های غیردولتی ایران منتشر می شود. این وب لاگ با تلاش خانه فرهنگ و توسعه پایدار و به همت سعید نوری نشاط اداره می گردد. با ارسال اخبار انجمن های خود، در غنی تر ساختن این وب لاگ و اطلاع رسانی کمک نمایید

کارآفرینی گروهی

متن سخنرانی در سمینار کارآفرینی،‌ محیط زیست و شیلات

دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال، با همکاری جمعیت حامیان زمین

۴ خرداد ١٣٨٨

اینجانب (سعید نوری نشاط) مشاور دو سازمان غیردولتی فعال در زمینه محیط زیست هستم که در اطراف دو منطقه حفاظت شده در ایران مشغول به توانمندسازی محلی هستند و هر دو پروژه با حمایت مالی برنامه کمک های کوچک تسهیلات محیط زیستی جهانی در حال اجرا است. یکی از این پروژه ها، مربوط به انجمن بوم پژوهان است که در منطقه توران در جنوب شاهرود صورت میگیرد و دیگری متعلق به کانون محیط بان است که در طبس در اطراف پناهگاه حیات وحش یابیندان مشغول به فعالیت است. در هر دو پروژه، آنچه که در روستاها انجام می شود، علاوه بر مجموعه ای از فعالیت های آموزشی و آگاهی رسانی، کمک یا تسهیل تشکیل گروه های محلی است. منظورم از گروه محلی این است که تسهیلگر گروهی از افراد را که به حفظ محیط زیست علاقه مند هستند، بتدریج گرد هم می آورد و آنها را تحت یک نام متشکل می کند. نکته مهم این است که این گروه علاوه بر تقویت خود و حفاظت از محیط زیست با توجه به علایقی که دارند و نیازی که در منطقه احساس می شود، مسئله مهم معیشت را نیز در نظر می گیرد.
در اینجا منظور ما از معیشت این است که در هر روستا، تبدریج اعضای گروه محلی بتوانند الگوهایی را دریابند که درعین سازگاری با محیط زیست، به کسب درآمد هم بیانجامد. در این صورت آنچه مهم است، تشکیل گروه، یافتن نیازهای مشترک، یافتن منابع مشترک، سنجش بازار، داشتن یک طرح، برنامه ریزی، اجراء و ارزشیابی است و در این مسیر نباید نقش یک تسهیلگر زبده را در انسجام گروه، مسئله یابی، حل مسئله، هم افزایی میان اعضای گروه، و تضمین موفقیت گروه فراموش کنیم.
تا کنون بسیار گفته شده است که هر چند افراد کارآفرین در ابتدا کار خود به تنهایی شروع کننده فعالیت اقتصادی خود باشند ولی در ادامه کار برای توسعه فعالیت خود و در واقع به ثمر رساندن کارآفرینی باید یک تیم قوی را تشکیل داده آنرا به درستی رهبری کنند. اما در اینجا من تأکید دارم که از ابتداء کارآفرینی گروهی آغاز شود (توضیحاتی در باره گفتن و شنیدن و دیدن داده شود).

تفاوت کار تیمی و کار گروهی
گروه کاری متشکل از افرادی است که برای رسیدن به هدف مشترکی گرد هم می آیند. در مقابل تیم کاری متشکل از افراد با مهارتها و تجربیات مکمل همدیگر است که برای رسیدن به هدف و منظوری مشترک با یکدیگر کار می کنند و برای رسیدن به رسالت و مأموریت اصلی تیم به یکدیگر تکیه می کنند. اعضای تیم دارای تعهدی دسته جمعی در زمینه رسیدن به اهداف تیم هستند. درجه اعتماد، اطمینان، انسجام، تعهد و هماهنگی یک تیم بیشتر از یک گروه است. به طور خلاصه تفاوت های تیم و گروه را می توان به شرح زیر خلاصه کرد:
1.    در یک گروه کاری ارتباطات میان اعضای گروه بسیار اندک و ناچیز است در حالی که در یک تیم کاری ارتباطات میان اعضای تیم بسیار زیاد و گسترده و فرصتهای زیادی برای گفت و شنود وجود دارد.
2.    در یک گروه کاری هیچگونه حمایت و پیشنهادی از سوی افراد گروه به هر یک از اعضا نمی شود در حالیکه در یک تیم کاری حمایت های زیادی از سوی تمامی اعضای در مورد تک تک آنها صورت می گیرد.
3.    یک گروه کاری ممکن است آرمان مشترک نداشته باشند و هر یک از اعضا با انگیزه و دلایل خود به گروه پیوسته باشد، در حالیکه در تیم اعضا آرمان مشترک دارند.
4.    در یک گروه کاری ممکن است اعضای گروه باندبازی کنند و داد وستدهای خصوصی را در داخل گروه کاری به وجود آورند در حالیکه در یک تیم کاری اعضا با مهارتهای کاری و دانش و تجربیات مختلف به آسانی با هم ترکیب و انسجام می یابند.
5.    در یک گروه کاری ممکن است خاصیت هم افزایی منفی رخ دهد، اما در تیم سینرژی مثبت به وجود می آید.
6.    در یک گروه کاری معمولا افراد تلاش می کنند که هویت خود را پنهان کنند در حالیکه اعضای یک تیم تلاش می کنند تا هویت و ماهیت تیم را کشف و آشکار کنند.
7.    اعتماد به انگیزه ها (در گروه کم و در تیم زیاد)
8.    پذیرش افراد تازه وارد (در گروه سخت و در تیم آسان)
9.    فعالیت مشارکتی در تیم و فعالیت وظیفه ای در گروه
10.     اهداف متفاوت در گروه کاری و اهداف مشترک در تیم. در گروه فکر می کنند که کار اداری انجام می دهند.
11.    تمرکز اعضا بر خودشان در گروه و و تمرکز بر کار و اهداف در تیم
12.     در گروه اعضا در فرایند برنامه ریزی مشارکت ندارند اما در تیم مشارکت دارند.

تسهیلگری و گروه
تسهیلگری مجموعه ای از تکنیک ها و روش هایی است که شناخت و تمرین آنها، به گروه کمک می کند که بتوانند در کمترین زمان ممکن، بیشترین مشارکت را در گروه فراهم آورند و در نتیجه موفقیت گروه را تضمین می کند. در واقع، تسهیلگر با شناختی که از گروه دارد، به گروه کمک می کند که توانایی خود را بشناسد (مانند آیینه عمل می کند)، و بتواند فرصت ها و امکانات بیرون از گروه را نیز شناسایی کند (مانند پنجره عمل می کند). بسیاری از افراد ضعیف هستند، چون آیینه و پنجره مناسبی ندارند. وقتی نوبت به گروه می رسد، از آنجا که آیینه ها و پنجره های متفاوتی موجود است، تسهیلگر کمک می کند که بیشترین اندازه اطلاعات از کانال های ارتباطی مناسب وارد گروه شود، و گروه با داشتن اطلاعات کافی، قدرت و توانایی را برای طر احی، انجام و ارزشیابی فعالیت های خود را داراست.
در عین حال تسهیلگر کمک می کند که میزان  مشارکت هر فرد برسمیت شناخته شود، یعنی تفاوت ها را برسمیت می شناسد و در عین این واگرایی، تلاش می کند که نوعی همگرایی به وجود آید. همگرایی یعنی برسمیت شناختن گروه. وجود این واگرایی و همگرایی کمک می کند که تمام افراد در عین حال که وجودشان قابل احترام است، در خدمت یک گروه فعالیت کنند.
ضمناً یکی از نقش های مهم تسهیلگر تولید داده مکتوب قابل انتقال است. گفته می شود که زبان گروه زبان کتبی است. این بدین معناست که گروه با صورتجلسات، گزارش های عملکرد و تصاویر با مخاطب خود حرف می زند بنابراین این زبان باید به رسمیت شناخته شود. زیرا تنها داده مکتوب قابل انتقال است که امکان به اشتراک گذاری تجارب و اطلاعات را فراهم می آورد.

چرخه PDCA
گروه هماره در یک چرخه تفکر و عمل قرار دارد در یک مرحله فکر می کند و برنامه های خود را طراحی می کند. در مرحله بعدی از قالب ذهنیات و تصویر پردازی ها خارج می شود، و تلاش می کند آنچه را که طراحی کرده است، به مرحله اجرا در آورد. پس از یک دوره اجرا و کار عملی، دوباره متوقف می شود، و به ارزیابی آنچه که کرده است می پردازد و به این ترتیب، دوباره به تفکر روی می آورد. این چرخه فکر و عمل، همان چرخه بهبود مستمر است که بدون آن، گروه (یا به عبارتی تیم کارآفرینی) را دچار مشکل می کند.

مسئله آموزش
تیم باید همواره به دنبال یادگیری باشد. دو الگو در اینجا وجود دارد. الگوی یک فراگیری سازمانی، یعنی اعضای گروه آموزش های خود را از بیرون دریافت می کنند یا آموزشگری برای اجرای یک دوره آموزشی به درون گروه یا سازمان می آید. اما در سازمان فراگیرنده، الگوی کار به شیوه دیگری طراحی می شود به گونه ای که فضای از یک آموزش سیال و همه جانبه فراهم می آید که قرار گرفتن در آن گروه را بیش از اندازه تقویت می کند. (توضیح بیشتر در باره ویژگی های سازمان فراگیرنده یا learning organization  داده شود نظیر دسترسی روزافزون به اطلاعات، داشتن فرهنگ گزارش نویسی، وجود نظام اطلاعات مکتوب نظیر دستور جلسه یا سایر موارد نظیر آن، برگزاری جلسات staff meeting، و ...)

چالش های پیش رو
یکی از چالش های مهم، کار گروهی است. فرهنگ کار گروهی متأسفانه در کشور ما هنوز جا نیفتاده است. و جالب است که استاندارد کار گروهی، همان معیاری است که یک کشور توسعه یافته را از یک کشور در حال توسعه جدا می کند. در کشور ما، افراد علاقه‌یی‌ به‌ فعالیت‌های‌ گروهی‌ ندارند و همین‌ امر سبب‌ می‌ شود علاوه‌ بر صرف‌ انرژی‌ بیشتر، کارها با کیفیت‌ پایین‌ترین‌ انجام‌ پذیرد. فراموش نکنیم که اگر کشور ما در حال توسعه است و تلاش می کند که فرهنگ کارآفرینی را در میان مردم جا می اندازد، برای رسیدن به یک جامعه کارآفرین باید فعالیت های گروهی تقویت گردد. بدون چنین فعالیت های گروهی، کار آفرینی گسترده در جامعه نتیجه نخواهد داد. برای اینکه بتوانیم از عهده این چالش برآییم، باید اعضای گروه با پویایی گروه آشنا باشند. پویایی گروه علم شناخت گروه و کارکردها و کنش های درونی آن است. اگر اعضای گروه با پویایی گروه آشنایی داشته باشند، آنگاه فرا خواهند یافت که چگونه در کمترین زمان، بیشترین مشارکت را در گروه خود فراهم آورند.

چالش دوم رقابت است. به هر حال، الان وقتی با تولیدکنندگان بزرگ صحبت می کنیم، همواره از فروش می نالند. آنان می گویند که وقتی ما نمی توانیم کالاهای خود را بفروشیم، چطور یک گروه کوچک می توانند از عهده بازاریابی محصولات خود بر آیند. به نظر من، زاویه انتخاب شده برای این موضوع صحیح نیست. در واقع، باید از این نقطه حرکت کرد که اگر محصولی، بازار خود را داشته باشد (و یا به قولی بازارش ساخته شده باشد) و برای آن نیاز تعریف شده وجود داشته باشد،  و اگر محصول نیز دارای کیفیت باشد، و همان ویژگی های یک محصول اجتناب ناپذیر را داشته باشد، آنگاه می توان خاطر جمع بود که گروه حتماً موفق خواهد شد. این بدین معنی است که بیشترین زمان را باید برای تحقیق و بررسی اختصاص داد.
چالش سوم، گرایش به چند محصولی است. یکی مسئله یکی از درس هایی است که بتدریج از کار محلی و فعالیت گروه های کوچک در روستاها گرفته شده است. وقتی گروه روی یک محصول کار می کند، همواره این خطر وجود دارد که تغییراتی در بازار ایجاد شود، و گروه دیگر نتواند محصول خود را بفروشد. چند محصولی بودن به گروه کمک می کند که تضمیمن کند که همواره در حال تولید و فروش است و وقتی یک محصول جایگاه فروش خود را از دست می دهد، همواره کالاهای دیگری تولید می شوند. در گروه هایی که برای این چالش، از ابتداء راه کارهایی در نظر گرفته شده است، گروه موفق تر عمل کرده است.