سازمان‌های مردم نهاد؛چاه‌ها‌،راه‌ها

سازمان‌های غیر دولتی(مردم نهاد) یا NGOها ساختارهای موثری در پیشبرد اهداف اجتماعی بوده،بازه فعالیت آنها دامنه وسیعی از فقر زدایی گرفته تا ایفای نقش واسطه بین مردم و حکومت و تسهیل فرآیند توسعه کشور و اثرگذاری بر سیاست‌های منطقه‌ای،ملی و جهانی را در بر می‌گیرد.

اثر مهم توسعه‌ای این نهادها نقد موثر این سازمان‌ها را به طور جدی ایجاب می‌کند تا پویایی در فرآیند ترمیم ضعف‌ها به حداکثر بازدهی منجر شود.

در این نوشتار به نقد تحلیلی این تشکل‌ها و راه‌های برون رفت می‌پردازیم:

الف-تشکیل امپراتوری:

یکی از مهم‌ترین نقاط ضعف برخی از تشکل‌های غیر دولتی میل پایه گذاران اولیه آن در تبدیل یک حرکت اجتماعی به نوعی ارثیه فامیلی است،به طوری که در سطوح مدیران اصلی تغییرات دینامیک وجود ندارد و به جای شایسته سالاری، فامیل مداری و رفیق بازی حرف اول را می‌زند.

ب- مرشد سازی و نوچه پروری:

این مسئله هم معضل دوطرفه‌ای است که گاهی بین راس چنین ساختارهایی با برخی از کادرها ایجاد و از روی صداقت یا فرصت‌طلبی در دو سوی این معادله به آن دامن زده می‌شود.روسا در موارد رخ دادن چنین معضلی اتفاقا ظاهرا از مخالفین جدی هرگونه مرشد سازی هستند ولی مشکل اینجاست که به تدریج برای خود استثنا قائل می‌شوند.

عیب دیگر این مسئله سختی دسترسی نیروهای جوان و جدید به افراد راس این سازمان‌ها‌ست.

پ- مقدس سازی:

رمز موفقیت سازمان‌های غیردولتی در وجود و حضور تفکر استقبال‌کننده از نقد و گوش‌های شنوا در سطح مسئولان این تشکل‌هاست تا مشکلات را در اسرع وقت شناسایی و برطرف کنند. روند مقدس سازی در برخی از این تشکل‌ها باعث می‌شود افراد صاحب فکر و منتقدین از چرخه تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی خارج شده و سیستم بدون شنیدن اشکالات در‌ها‌له‌ای از آفرین، باریکلا گوهای باقیمانده با سرعت در مسیرهای پر از اشتباه گام بردارد و پیش برود.

معمولا بیانیه‌های روابط عمومی چنین تشکل‌هایی مشحون از تعابیری مثل نسخه بی‌بدیل، تحلیل عالی، عصاره فرهیختگی، اندیشه‌های والا و... در مورد نظرات مدیران است و برای آنان در سطح افکار عمومی حصار تقدس می‌سازد.

ت-تقدم امور تبلیغی بر عملکرد:

معرفی و تبلیغ بخش لاینفک هر سازمان برای تاثیرگذاری بیشتر است اما گاهی آنقدر افراط می‌گردد که اهداف اصلی را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد و تمام هم و غم مدیران صرف تبلیغ و نمایش دادن آرم مجموعه در جامعه و پوشاندن لباس‌های کاوردار به اعضا و فیلمبرداری از آنان می‌شود و از وظایف ذاتی غفلت صورت می‌گیرد.

ث-رقابت ناسالم و موازی کاری:

گاهی هم فضای برخی از این تشکل‌ها به جای همکاری با نهادهای مشابه و تاثیرگذاری بیشتر به سمت چشم و هم چشمی و رقابت‌های سخیف سوق می‌یابد. طبعا در این فضا هتاکی،سعایت و...جز اولویت‌ها می‌شود و به جای تجمیع نیروها و تسهیل امور اجتماعی به سمت تفرق،بهره وری کمتر و بدبینی جامعه حرکت می‌گردد.


برون رفت:

برون رفت طبعا یک فرمول مشخص و جادویی ندارد اما باید به نکاتی دقت کرد.

مهم‌ترین نکته این است که با توجه به نقش اساسی تشکل‌های غیردولتی در کاهش تمرکز قدرت دولتی و وارد کردن جامعه به چرخه تاثیرگذاری در سرنوشت خود اصل بر توسعه روزافزون این سازمان‌ها و بقا و اصلاح تشکل‌های موجود است و از انتقادات نباید به‌عنوان مستمسکی فرصت طلبانه برای محدود کردن این سازمان‌ها یا مجوز دخالت دولت در آنها استفاده کرد، چرا که هر دو این اقدامات به تضعیف نهاد‌های اجتماعی و افزایش مشکلات منجر می‌شود.

از سویی علت اصلی بسیاری از اشکالات ذکر شده در کم‌تجربگی و نسبتا نوظهور بودن این تشکل‌ها‌ست بنابراین توسعه این تشکل‌ها و هم افزایی تجربه‌ها از قضا قسمتی از فرآیند برطرف کردن این اشکالات هم محسوب می‌شود.

روش مهم دیگر رفع این مشکل تاکید بر آموزش همگانی همه اعضای این تشکل‌ها و جامعه در شناخت وظایف و کارکرد این تشکل‌ها و جلوگیری از ایجاد اشکالات فوق الذکر است.حضور هر چه بیشتر مردم در این سازمان‌ها و افزایش آگاهی عمومی کلید برطرف شدن مشکلات است.منظور از این آموزش روشی بدون قیم مابی و مبتنی بر پیگیری و تلاش همه افراد جامعه در افزایش آگاهی‌ها و پرهیز از قبول دربست و بدون مطالعه آموزش‌های عمودی صرف توسط محافل دولتی یا روشنفکری معتقد به رابطه سلسله مراتبی است. افزایش و توسعه آگاهی همگانی و نظارت مداوم تمام جامعه است که می‌تواند حداکثر بازدهی برای این تشکل‌ها را فراهم کند.

/ 0 نظر / 21 بازدید